پنج شنبه 05 ژانويه 2012 - 15 دی 1390
در شرایطی که جناحهای فعال در عرصه سیاسی ایران، برای رقابت در کارزار انتخاباتی در دو ماه آینده آماده میشوند، فعالان مدنی و سیاسی که اندکی بعد از آخرین انتخابات ریاست جمهوری این کشور، زندانی شدهاند، برای رسیدگی پزشکی و دریافت خدمات درمانی در تنگنا قرار گرفتهاند.
فیضالله عربسرخی، از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران که اندکی بعد از اعلام نتایج انتخابات بحثبرانگیز ریاست جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ بازداشت و به زندان محکوم شد، یکی از آخرین زندانیان سیاسی است که خانوادهاش نسبت به وضعیت سلامت او در زندان ابراز نگرانی کردهاند.
مریم شربتقدس، همسر آقای عربسرخی به بیبیسی گفت که در یکی از آخرین ملاقاتهایش متوجه شده است که او در روزهای گذشته علائمی شبیه سکته مغزی داشته است.
او گفت: "همبندانش گفتند که مدتها سردرد خیلی شدید داشت و درد تا گردن و نخاع ادامه داشته است. به دلیل همین درد، در طول یک شب او را چهار بار به بهداری بردهاند، ولی برای کاهش درد فقط به او مسکن تزریق شده است. اما آخرین بار، اجازه نداده است تزریقی انجام شود و در نتیجه (آقای عربسرخی را) با همان درد به بند زندان برگرداندهاند بدون آن که به درخواستش برای انتقال به بیمارستان توجهی شود."
خانم شربتقدس اضافه میکند که دست چپ و کتف آقای عربسرخی دچار مشکل شده و "چندین هفته است که نمیتواند دستش را بالا بیاورد. پای او نیاز به فیزیوتراپی دارد و یک ماه است که دندان درد اذیتش میکند، ولی برای مداوایش ترتیب اثری داده نمیشود."
در آخرین خبرهایی که از وضعیت زندانیان رجاییشهر منتشر شده است، کلمه، از سایتهای نزدیک به مخالفان دولت ایران، گزارش داده است که مسعود باستانی، روزنامهنگار اصلاحطلب زندانی در ایران، دچار سردردهای مفرط شده است و با آن که خانوادهاش گفتهاند که او در زندان دچار بیماری خونی شده است، مسئولان زندان رجاییشهر برای کمک به درمان او اقدامی نکردهاند.
مسعود باستانی از زمان اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران، نزدیک به دو سال و نیم است که در زندان به سر میبرد.
بر اساس گزارشها، رضا شهابی، از فعالان کارگری زندانی در ایران هم برای دریافت خدمات پزشکی مورد نیاز خود در ماههای گذشته با چالشهایی روبهرو بوده است.
او از تیر سال ۱۳۸۹ بدون محاکمه، در بازداشت بوده است و به دلیل انحراف مهرههای گردن و کمر لازم است تحت عمل جراحی قرار بگیرد.
رضا شهابی نزدیک به ۳۱ روز در اعتراض به بلاتکلیفی خود در اعتصاب غذا بود و در نهایت، پس از انتقال به بیمارستان با دریافت وعدههایی از سوی مسئولان قضایی، حاضر شد اعتصاب غذای خود را بشکند، ولی در نامهای که اخیرا منتشر کرد، گفت که هیچ یک از این وعدهها محقق نشده است.
نادر نادری، برادر همسر آقای شهابی، میگوید که آزار، اذیت و بدرفتاریها در بیمارستانی که آقای شهابی در آنجا بستری است، غیرقابل قبول است.
او به بیبیسی فارسی گفت: "او را مدام از اتاقی به اتاق دیگر منتقل میکنند و هر لحظه هر کسی که آنجا است، چه دژبان مستقر در بیمارستان و چه مسئولان و قاضی پرونده، مدام در حال دستور دادن و تغییر دستوراتشان هستند و او را به شدت عصبی میکنند. در حالی که بیماری او طوری است که باید تا زمان جراحی، در آرامش باشد."
او اضافه میکند: "(آقای شهابی) به دلیل اعتصاب غذا دچار افت هموگلوبین شده و کمخونی پیدا کرده است. برای همین، لازم است که دستکم یک ماه بستری و تقویت شود تا شرایط بدنش به حالت عادی برگردد و بعد از آزمایشهای لازم، تصمیم بگیرند که چه زمانی میشود تحت جراحی قرار بگیرد. در این مدت هم باید در بیمارستان باشد."
آقای نادری، برادر همسر آقای شهابی که برای رسیدگی به وضعیت درمانی آقای شهابی، بارها خواهرش را در مراجع قضایی همراهی کرده است، اضافه میکند: "وضعیت ملاقاتکنندهها و همراه (آقای شهابی در بیمارستان) مشخص نیست. هر سه روز یکبار باید خانواده او پلههای دادستانی را بالا و پایین بروند تا برای ملاقات یا همراهی او در بیمارستان، نامه یا امضا بگیرند. حتی در مواردی دژبان حاضر در بیمارستان، هماهنگ نبوده و نامه را قبول نکرده است، در نتیجه برای هماهنگی دوباره، اعضای خانواده نصف روز در تلاطم بودهاند تا اجازه داده شود که یک نفر همراه کنار آقای شهابی در بیمارستان بماند."
خانوادههای دیگر زندانیان سیاسی هم برای پیگیری وضعیت بستگان زندانی خود شرایط دشواری دارند.
مریم شربتقدس، همسر فیضالله عربسرخی میگوید که وقتی خواهر همسرش برای پیگیری پرونده پزشکی آقای عربسرخی، به مراجع قضایی مراجعه کرده است، هیچ راهکاری ارائه نشده است و به او گفتهاند که این محدودیتها به دلیل نامه و بیانیههایی است که فعالان سیاسی از زندان منتشر میکنند.
او میگوید: "(برای دریافت خدمات درمانی و دیدن پزشک) هیچ راهکاری ارائه نشده است و مسئولان ما را مثل یک توپ به هم پاس میدهند. در نهایت هم برای آن که چیزی گفته باشند، میگویند دلیلش نامههایی است که از زندان به اسم بیانیه بیرون میآید و میخواهند آنها را تکذیب کنند."
او اضافه میکند: "این زندانیان میگویند که وقتی ما در زندان هستیم و به چیزی دسترسی نداریم، چطور میتوانیم مطلبی را تکذیب کنیم؟"
در آبان ماه امسال نامهای با امضای ۳۶ نفر از زندانیان سیاسی ایران درباره انتخابات آتی مجلس کلیک منتشر شد که در آن ورود نهادها و نیروهای نظامی و امنیتی در عرصههای مختلف ایران، یکی از مهمترین مشکلات امروز این کشور خوانده شده بود.
امضاکنندگان این نامه تصریح کرده بودند: "تنها در نظامهای استبدادی است که اینگونه نهادها در امور سیاسی، اقتصادی، قضایی و امثال آن مداخله میکنند و هرچه استبداد در نظامی بیشتر و شدیدتر باشد، حضور نهادهای امنیتی و نظامی نیز در عرصههای مختلف بیشتر و پررنگتر است."
فیضالله عربسرخی یکی از امضاکنندگان این نامه بود و همسرش میگوید که تمام ۳۶ نفری که این نامه را امضا کردهاند، در شرایط سختی قرار گرفتهاند: "گفته بودند به این ۳۶ نفر ملاقات حضوری با خانوادههایشان داده نشود و ما ماهها است که ملاقات حضوری نداریم. بازجوها هم میگویند که کاری از دستشان برنمیآید."
همچنین گزارش شده است که خانواده مهدی محمودیان، روزنامهنگار و از اعضای انجمن دفاع از حقوق زندانیان هم که از شهریور سال ۱۳۸۸ در بازداشت بوده است، مدتها پیگیر وضعیت درمانی فرزندشان بودهاند.
آقای محمودیان برای دورهای در زندان در اعتصاب غذا بود و به دلیل عوارض این اعتصاب غذا، بخشی از رودهاش تحت عمل جراحی قرار گرفته است. او دچار نوسان فشار خون نیز هست. بر اساس گزارشها، او برای پنج روز (از روز یکشنبه، ۱۱ دی ماه) از بند زندانیان سیاسی رجاییشهر خارج شده بود و بعد از چند روز بیخبری، در نهایت، روز چهارشنبه، ۱۴ دی ماه، در تماسی با بستگانش، از سلامت خود خبر داده است.
در طول دوره بیخبری از آقای محمودیان، فاطمه الوندی، مادر او، روز دوشنبه، ۱۲ دی ماه، برای پارهای توضیحات و سوال و جواب، به دادستانی فراخوانده شده بود.
در عین حال، در هفتههای گذشته، خانوادههای زندانیان سیاسی چندین بار در اعتراض به آنچه که نقض حقوق شهروندی زندانیان سیاسی و نقض حقوق اولیه خانواده این زندانیان خواندهاند، در مقابل دادستانی تهران تجمع کردهاند، هرچند گزارش شده است که به درخواست این خانوادهها توجهی نشده است.
این خانوادهها میگویند که در زندان اوین با آنها رفتار نامناسبی میشود و بررسیهای امنیتی برای ملاقاتکنندگان در این زندان، هر روز ابعاد جدیدی پیدا میکند.
فاطمه آدینهوند، همسر عبدالله مومنی، از دیگر فعالان سیاسی زندانی در ایران، درباره این برخوردها به بیبیسی فارسی گفت: "اخیرا کیفها و موبایلهای ما را در زندان میگیرند و حتی برای ورود به داخل (محوطه) زندان به دستهایمان مهر میزنند."
به گفته او، در گذشته برای ملاقاتهای کابینی چنین محدودیتهایی وجود نداشت و فقط در ملاقاتهای حضوری سختگیری بیشتری میشد. اما الان این مشکلات و محدودیتها به مراتب بیشتر شده است.
او اضافه میکند: "ماموران به ما گفتند که یکی از زندانیان مالی فرار کرده است و به همین دلیل این برخوردهای جدید انجام میشود، ولی فرار یک زندانی مالی چه ربط به زندانیان سیاسی دارد؟"
او میگوید: "زندانیان سیاسی ما را اگر از زندان هم بیرون بفرستند، فرار نمیکنند."
گزارش شده است که افزون بر تحویل گرفتن وسایل شخصی ملاقاتکنندگان، خانوادههایی که به دنبال دیدار با زندانیان سیاسی خود هستند، برای این ملاقات انگشتنگاری و چهرهنگاری میشوند و باید لباسی ویژه به تن کنند.
او گفت: "همبندانش گفتند که مدتها سردرد خیلی شدید داشت و درد تا گردن و نخاع ادامه داشته است. به دلیل همین درد، در طول یک شب او را چهار بار به بهداری بردهاند، ولی برای کاهش درد فقط به او مسکن تزریق شده است. اما آخرین بار، اجازه نداده است تزریقی انجام شود و در نتیجه (آقای عربسرخی را) با همان درد به بند زندان برگرداندهاند بدون آن که به درخواستش برای انتقال به بیمارستان توجهی شود."
خانم شربتقدس اضافه میکند که دست چپ و کتف آقای عربسرخی دچار مشکل شده و "چندین هفته است که نمیتواند دستش را بالا بیاورد. پای او نیاز به فیزیوتراپی دارد و یک ماه است که دندان درد اذیتش میکند، ولی برای مداوایش ترتیب اثری داده نمیشود."
در آخرین خبرهایی که از وضعیت زندانیان رجاییشهر منتشر شده است، کلمه، از سایتهای نزدیک به مخالفان دولت ایران، گزارش داده است که مسعود باستانی، روزنامهنگار اصلاحطلب زندانی در ایران، دچار سردردهای مفرط شده است و با آن که خانوادهاش گفتهاند که او در زندان دچار بیماری خونی شده است، مسئولان زندان رجاییشهر برای کمک به درمان او اقدامی نکردهاند.
مسعود باستانی از زمان اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران، نزدیک به دو سال و نیم است که در زندان به سر میبرد.
بر اساس گزارشها، رضا شهابی، از فعالان کارگری زندانی در ایران هم برای دریافت خدمات پزشکی مورد نیاز خود در ماههای گذشته با چالشهایی روبهرو بوده است.
او از تیر سال ۱۳۸۹ بدون محاکمه، در بازداشت بوده است و به دلیل انحراف مهرههای گردن و کمر لازم است تحت عمل جراحی قرار بگیرد.
رضا شهابی نزدیک به ۳۱ روز در اعتراض به بلاتکلیفی خود در اعتصاب غذا بود و در نهایت، پس از انتقال به بیمارستان با دریافت وعدههایی از سوی مسئولان قضایی، حاضر شد اعتصاب غذای خود را بشکند، ولی در نامهای که اخیرا منتشر کرد، گفت که هیچ یک از این وعدهها محقق نشده است.
نادر نادری، برادر همسر رضا شهابی
او به بیبیسی فارسی گفت: "او را مدام از اتاقی به اتاق دیگر منتقل میکنند و هر لحظه هر کسی که آنجا است، چه دژبان مستقر در بیمارستان و چه مسئولان و قاضی پرونده، مدام در حال دستور دادن و تغییر دستوراتشان هستند و او را به شدت عصبی میکنند. در حالی که بیماری او طوری است که باید تا زمان جراحی، در آرامش باشد."
او اضافه میکند: "(آقای شهابی) به دلیل اعتصاب غذا دچار افت هموگلوبین شده و کمخونی پیدا کرده است. برای همین، لازم است که دستکم یک ماه بستری و تقویت شود تا شرایط بدنش به حالت عادی برگردد و بعد از آزمایشهای لازم، تصمیم بگیرند که چه زمانی میشود تحت جراحی قرار بگیرد. در این مدت هم باید در بیمارستان باشد."
آقای نادری، برادر همسر آقای شهابی که برای رسیدگی به وضعیت درمانی آقای شهابی، بارها خواهرش را در مراجع قضایی همراهی کرده است، اضافه میکند: "وضعیت ملاقاتکنندهها و همراه (آقای شهابی در بیمارستان) مشخص نیست. هر سه روز یکبار باید خانواده او پلههای دادستانی را بالا و پایین بروند تا برای ملاقات یا همراهی او در بیمارستان، نامه یا امضا بگیرند. حتی در مواردی دژبان حاضر در بیمارستان، هماهنگ نبوده و نامه را قبول نکرده است، در نتیجه برای هماهنگی دوباره، اعضای خانواده نصف روز در تلاطم بودهاند تا اجازه داده شود که یک نفر همراه کنار آقای شهابی در بیمارستان بماند."
خانوادههای دیگر زندانیان سیاسی هم برای پیگیری وضعیت بستگان زندانی خود شرایط دشواری دارند.
مریم شربتقدس، همسر فیضالله عربسرخی میگوید که وقتی خواهر همسرش برای پیگیری پرونده پزشکی آقای عربسرخی، به مراجع قضایی مراجعه کرده است، هیچ راهکاری ارائه نشده است و به او گفتهاند که این محدودیتها به دلیل نامه و بیانیههایی است که فعالان سیاسی از زندان منتشر میکنند.
او میگوید: "(برای دریافت خدمات درمانی و دیدن پزشک) هیچ راهکاری ارائه نشده است و مسئولان ما را مثل یک توپ به هم پاس میدهند. در نهایت هم برای آن که چیزی گفته باشند، میگویند دلیلش نامههایی است که از زندان به اسم بیانیه بیرون میآید و میخواهند آنها را تکذیب کنند."
او اضافه میکند: "این زندانیان میگویند که وقتی ما در زندان هستیم و به چیزی دسترسی نداریم، چطور میتوانیم مطلبی را تکذیب کنیم؟"
در آبان ماه امسال نامهای با امضای ۳۶ نفر از زندانیان سیاسی ایران درباره انتخابات آتی مجلس کلیک منتشر شد که در آن ورود نهادها و نیروهای نظامی و امنیتی در عرصههای مختلف ایران، یکی از مهمترین مشکلات امروز این کشور خوانده شده بود.
مریم شربتقدس، همسر فیضالله عربسرخی، یکی از امضاکنندگان نامه ۳۶ نفر
فیضالله عربسرخی یکی از امضاکنندگان این نامه بود و همسرش میگوید که تمام ۳۶ نفری که این نامه را امضا کردهاند، در شرایط سختی قرار گرفتهاند: "گفته بودند به این ۳۶ نفر ملاقات حضوری با خانوادههایشان داده نشود و ما ماهها است که ملاقات حضوری نداریم. بازجوها هم میگویند که کاری از دستشان برنمیآید."
همچنین گزارش شده است که خانواده مهدی محمودیان، روزنامهنگار و از اعضای انجمن دفاع از حقوق زندانیان هم که از شهریور سال ۱۳۸۸ در بازداشت بوده است، مدتها پیگیر وضعیت درمانی فرزندشان بودهاند.
آقای محمودیان برای دورهای در زندان در اعتصاب غذا بود و به دلیل عوارض این اعتصاب غذا، بخشی از رودهاش تحت عمل جراحی قرار گرفته است. او دچار نوسان فشار خون نیز هست. بر اساس گزارشها، او برای پنج روز (از روز یکشنبه، ۱۱ دی ماه) از بند زندانیان سیاسی رجاییشهر خارج شده بود و بعد از چند روز بیخبری، در نهایت، روز چهارشنبه، ۱۴ دی ماه، در تماسی با بستگانش، از سلامت خود خبر داده است.
در طول دوره بیخبری از آقای محمودیان، فاطمه الوندی، مادر او، روز دوشنبه، ۱۲ دی ماه، برای پارهای توضیحات و سوال و جواب، به دادستانی فراخوانده شده بود.
در عین حال، در هفتههای گذشته، خانوادههای زندانیان سیاسی چندین بار در اعتراض به آنچه که نقض حقوق شهروندی زندانیان سیاسی و نقض حقوق اولیه خانواده این زندانیان خواندهاند، در مقابل دادستانی تهران تجمع کردهاند، هرچند گزارش شده است که به درخواست این خانوادهها توجهی نشده است.
این خانوادهها میگویند که در زندان اوین با آنها رفتار نامناسبی میشود و بررسیهای امنیتی برای ملاقاتکنندگان در این زندان، هر روز ابعاد جدیدی پیدا میکند.
فاطمه آدینهوند، همسر عبدالله مومنی، از دیگر فعالان سیاسی زندانی در ایران، درباره این برخوردها به بیبیسی فارسی گفت: "اخیرا کیفها و موبایلهای ما را در زندان میگیرند و حتی برای ورود به داخل (محوطه) زندان به دستهایمان مهر میزنند."
ماموران زندان به خانوادههای زندانیان سیاسی گفتهاند که به دلیل فرار یکی از زندانیان مالی، در ملاقاتهای زندانیان تمهیدات بیشتر و سختتری در پیش گرفته شده است.
او اضافه میکند: "ماموران به ما گفتند که یکی از زندانیان مالی فرار کرده است و به همین دلیل این برخوردهای جدید انجام میشود، ولی فرار یک زندانی مالی چه ربط به زندانیان سیاسی دارد؟"
او میگوید: "زندانیان سیاسی ما را اگر از زندان هم بیرون بفرستند، فرار نمیکنند."
گزارش شده است که افزون بر تحویل گرفتن وسایل شخصی ملاقاتکنندگان، خانوادههایی که به دنبال دیدار با زندانیان سیاسی خود هستند، برای این ملاقات انگشتنگاری و چهرهنگاری میشوند و باید لباسی ویژه به تن کنند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر